تبليغاتX
Immanent _ Industerial Engineer


وظايف مديريت منابع انساني

   اين وظايف در قالب چرخه اي بنام چرخۀ مديريت منابع انساني معّرفي مي گردند.( هرمدلي که در قالب چرخه داده شود، به اين معناست که عناصر مدل نسبت به هم رجحان ندارند واگر هريک از اجزا نباشد چرخه ازهم گسسته ميشود ومديريت منابع انساني نيز صورت نمي گيرد ، امّا در سلسله مراتب عناصر نسبت به هم رجحان والويت دارند .)

v     وظايف مدير منابع انساني  :  تجزيه وتحليل شغل ، طراحي شغل وطبقه بندي مشاغل ، برنامه ريزي منابع انساني ، جذب واستخدام ، سيستم اطلاعات منابع انساني ، تنظم روابط کار(روابط صنعتي)،اجتماعي سازي ، ارزيابي عملکرد ، حقوق ودستمزد ، انضباط ، پژوهش در مشاغل نيروي انساني ، ايمني وبهداشت ، پاداش .

تمام فعاليتهاي مديريت منابع انساني براي رسيدن به اهداف زير است :

بهره وري بيشتر [1]

    براي تعريف بهره وري ، ابتدا بايد با دو دو مفهوم کارآئي واثربخشي آشنا شويم .

ü     کارائي : نسبت ستاده به داده را گويند که برابر با مصرف بهينۀ منابع ميباشد .

ü     اثر بخشي : به معناي تحقّق اهداف سازمان است .

با ادغام اين دو مفهوم چهار حالت بدست مي آيد که حالت چهار همان بهره وري مي باشد . کارآمد و اثربخش (بهره وري) حالتي است که هم منابع درست مصرف شده وهم اهداف سازمان تحقّق يافته است .

استراتزيهاي بهره وري عبارتند از :

1)      ورودي ثابت ، افزايش خروجي

2)     کاهش ورودي ، افزايش خروجي

3)    کاهش به نسبه بيشتر ورودي ، کاهش خروجي

4)     افزايش ورودي ، افزايش به نسبه بيشتر خروجي

5)     کاهش ورودي ، خروجي ثابت

رضايت شغلي بيشتر[2]

     عوامل موثر بر رضايث شغلي عبارتند از :

1)      عوامل فردي : مانند سطح بلوغ ، نوع نگرش ، سطح نيازهاي غالب ، تڍﭗ رفتاري، حالت هاي بودن ، من رفتاري و

2)     عوامل گروهي : مانند ترکيب گروه ، روابط افراد ، سطح تفاوت افراد در گروه و....

3)    عوامل سازماني(محيطي) : مانندنظام پرداخت ها، شرح شغل ، ساختارسازمان ، شرايط احراز شغل و....

بهبود کيفيت زندگي کاري [3]

ý     بهبود کيفيت زندگي کاري يک منطق دارد وآن هم اين است که⅔ عمر مفيد انسانها در کار سپري ميشود. کيفيت زندگي کاري يعني نوع نگرش افراد نسبت به شغل خود .

شاخصهاي بهبود کيفيت زندگي کاري عبارتند از:

1)      خشنودي يا رضايت ازکار

2)     مشارکت در کار( مانند حقّ اظهار نظر)

3)    کاهش حوادث وسوانح در کار

4)     حقّ انتخاب (مانند شغل وسرنوشت وتاثيرگذاري و...)

5)     افزايش انگيزه Motivation  

6)     تحقق اهداف سازمان The goles of organization 



[1] - Productivity

[2] -Job satisfaction

[3] - Qualitiy of worklife 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 تیر1385ساعت 4:45  توسط ایمان   | 



مديريت منابع انساني Human Resource Managment (H.R.M)

مقدمه

    پيدايش اين علم در حقيقت به توسعۀ علم مديريت باز ميگردد.مديريت به معناي حرفه اي از لحاظ زماني نهايتا ًبه يک قرن ونيم قبل بازميگردد،امّا معناي عام مديريت به ابتداي تشکيل جوامع مربوط ميشود.

جوامع تاکنون ۵ دوره راگذرانده اند:

1.        خوراکجو(عصر کشاورزي): مواد مورد نياز مستقيم تهّيه ومصرف ميشد.

2.       عصرکشاورزي : توليد از مصرف بيشتر بود، براي مازاد توليد بايد سازو کارهائي ارائه ميشد، بنابراين الگوي مديريتي پيچيده اي لازم بود. 

3.      جامعۀ صنعتي : توليد هم اضافه وهم متنوّع شد .

4.      جامعۀ خدماتي.

5.      عصراطلاعات وارتباطات: بازارهاي مجازي بوجود آمدند.

مديريت حرفه اي اززمان انقلاب صنعتي شکل گرفته است.

  مراحل توسعۀ مديريت :

1.        مکتب کلاسيک ها (١۹۲٠-١۸۸٠) : تاکيد بر ساختار ومنابع زيرزميني وفنّي

2.       مکتب نئوکلاسيک ها(١۹۴٠-١۹۲٠) : تاکيد بر عامل انساني در کنار عامل فنّي.

3.      مکتب سيستمي (١۹۶٠-١۹۴٠) : نگاه کل گرايانه.

4.      مکتب اقتضائي (١۹۶٠تا کنون):هيچ روشي في نفسه قابل رد يا ترديد نيست(.موقعيت گرائي[1])

 

  مکتب نئو کلاسيک ها، مکتب روابط يا منابع انساني است وبامطالعات التون مايو(هارثون) آغازگرديدکه به اهميت عامل انساني پي برده شد.ازنظرمايو    A happy  worker is a productive worker. دراين مکتب تاکيد برانسان و عامل فنّي است[2]. علم مديريت منابع انساني ازاين مکتب آغازمي گردد.درمکتب کلاسيک ، منابع فيزيکي وزيرزميني مورد توجّه قرار داشتند، امّا در مکتب نئوکلاسيک، تاکيد بر منابع روزميني بود.درعصرکنوني کشورهائي موفّق اندکه منابع انساني توسعه يافته وغني داشته باشند.امروزه شاخص [3] H.D.I از جمله اميدبه زندگي، حق انتخاب(دموکراسي) و...

مبناي توسعه قرار داده شده. جوامع کنوني بيشتربه سمت کسب وکار مجازي حرکت ميکنند وبراي رفتن به کسب وکارمجازي، نيازبه منابع انساني توسعه يافته داريم، امّا متاسفانه درکشورما اهمّيت منابع انساني چندان که بايد موردتوجّه قرارنمي گيرد واهميت مديران به ترتيب زيراست:

١- مدير توليد    ۲- مدير مالي     ۳- مدير بازاريابي     ۴- مدير منابع انساني

سطوح موردبحث مديريت منابع انساني به طور کلّي درجهان عبارتنداز:

١- واحدسازماني    ۲- سازماني       ۳- ملّي       ۴- بين اللملي       ۵- چند مليتي      ۶- جهاني

استراتژيک ترين عامل براي توسعۀ کشورها، منابع انساني قلمداد ميشود. درهمين زمينه دو بحث مطرح شده است :

*      مديريت منابع انساني استراتژيک : نگاه بلندمدّت براي مديريت کردن منابع انساني در يک سازمان است .

*      مديريت استراتژيک منابع انساني : نگاه بلندمدّت براي مديريت کردن منابع انساني در يک کشور است .

تعاريف واهداف مديريت منابع انساني

v     مديريت منابع انساني : عبارت است ازجذب واستخدام ، آموزش وبهسازي ، به کارگيري وانتصاب ونگهداشت منابع انساني درجهت تحقق اهداف سازمان .

اين چهارفرآيند ، فرآيندهاي اساسي مديريت منابع انساني مي باشند .

درمديريت منابع انساني استراتژيک ، فرآيندهاي اساسي بايد با توّجه و نگاه به استراتژيهاي سازمان صورت گيرد ومستقل ازاين استراتژيها عمل نشود .امّا درمديريت استراتژيک منابع انساني، فرآيندهاي اساسي با توّجه به استراتژيهاي ملي تنظيم ميگردد ودرواقع مقياس بحث به سطح ملّي افزايش مي يابد وساماندهي مديريت منابع انساني درسطح کلان قرارمي گيرد .

v     استراتژي : مجموعۀ اقدامات مهّم واساسي براي رسيدن به اهداف است  .

مديريت منابع انساني استراتژيک ومديريت استراتژيک منابع انساني باهم مرتبط هستند و نميتواننداز يکديگر مستقل باشند ، در حقيقت اطلّاعات مديريت استراتژيک منابع انساني ، ورودي مديريت منابع انساني استراتژيک وخروجي دوّمي ورودي اوّلي است .موضوع بحث دراين درس درحد مديريت منابع انساني استراتژيک ميباشد . تمام فعاليتهاي مديريت منابع انساني بايد با توّجه به استراتژيهاي سازمان انجام شود ودرغيراين صورت به شکست منجّر خواهد شد .



[1] - It depents

[2] -Social & Teechnica

[3]-  Human Development Index

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 تیر1385ساعت 4:44  توسط ایمان   | 



نسيم ياد تو بر دل

    خداي من !

اگر اطاعت امر تو نبود هرگز با کوره خاطره خويش بر ساحل درياي ياد تو گذر نمي کردم چرا که مي دانم ظرف وجود من شايسته من است ، نه بايسته تو .

وکاسه دل من به اندازه ظرفيت خويش از بحر تو آب ذکر بر مي دارد، ونه به وسعت بي کرانگي تو.

وکجا پاي ناتوان مرا قدرت نيل به شناختگاه مقام مقدس توست ؟

 

خدايا!

همين که به اذن تو بر ذهن اين ناپاک ، ياد پاکي مطلق مي گذرد مرا بزرگترين نعمت توست وهمين که اين آلوده را نام منزه تو بر زبان مي رود مرا عظيم ترين لطف توست .

 

خدايا!

تو منزه تر از آني که بر زبان ما تنزيه بگذري

و تسبيح تو برتر از آنست که تا اوج دلهاي ما تنزل کند .

وتقديس تو فراتر از آن که خود را به بالهاي قلب ما بيالايد.

 

اما خداي من !

ما را به خويش خوان در هويدا ونهان واز روشناي ذکرت بر ما بتابان ،در صبح وشامگاهان .

واز زلال خاطره ات ما را بنوشان ، در آشکار وپنهان .

ونسيم يادت را بر دلهاي ما بوزان ، در بهار وخزان .

 

خداي من !

چه دلهاي سرگشته که شيفته تو گشت وچه قلبها که بي تاب وديوانه تو شد وچه عقلها که معرفت تو را گرد هم آمد و راه به جايي نبرد .

 

خداي من !

دلها کجا بي ياد تو آرام مي شود وقلبها کجا بي گرماي نفس تو مطمئن ؟

 

خداي من !

اين جانهاي بي قرار جز لحظه ديدار آرام وقرار نمي گيرند .

 

خدايا!

تو منزه هر مکاني وعبود هر زماني وموجود در هر لحظه وآني ، تو منادي هر زباني ومعظم هر دل وجاني !

پناه بر تو اگر لذتي بي ياد تو نام لذت بگيرد .

و راحتي بي انس تو نام راحت پذيرد .

پناه بر تو که جان جز در جوار قرب تو روي مسرت ببيند وشغلي از طاغت مايه نگيرد .

 

خداي من !

تو گفتي به حق وچه صادقانه وصميمانه که :

« اي ايمان آورندگان ! ياد خدا کنيد ، زياد وهميشه وهر آن وهر لحظه وتسبيح وتنزيه او کنيد هر صبح وشام ».

گفتني به حق وچه صادقانه وصميمانه که :

« يادم کنيد تا از يادتان نبرم ، بخوانيدم تا دست گيرم ، رو سوي من کنيد تا به سويتان بيايم ».

پس تو فرمان ياد خويش داديم وتو نيز وعده وفا فرموديم .

هم ياد کردن ما ، تو را لطف توست وهم ياد کردن تو ما را .

فرمودي که حضورت را در دلمان مستدام کنيم تا تو نيز از يادمان نبري .

ما عامل فرموده هاي توئيم ، ما به ياد تو زيست مي کنيم ، تو نيز از ابر وعده خويش  باران وفا ببار وما را در نظر آر .

اي در ياد آورنده به خاطر دارندگان !

اي حضور قلب ذاکران ! اي در انديشه آنان که در انديشه تواند ! اي به ياد آنان که با ياد تو مي زيند ! اي مهربانترين مهربانان !

 

 

منبع : صحيفه سجاديه امام سجاد (ع)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 تیر1385ساعت 4:41  توسط ایمان   | 




zoom