تبليغاتX
Immanent _ Industerial Engineer



رمضان از اسماء الله است
رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.
 
هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.
 
 
امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است،
 
و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است). واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است.
 
چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.
 
و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.
 
در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد:
 
آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 شهریور1386ساعت 4:48  توسط ایمان   | 



این تولید آب معدنی هم حکایت جالبی شده است ها. یادم می آید زمانی که مدرسه می رفتیم یکی از معلمانمان می گفت که روزی می رسد که در کشور ما آب را در بطری می کنند و می فروشند که ما همگی از خنده روده بر شدیم!

خلاصه شرایط تحصیل در آن زمان خیلی سخت بود و حتی فلک هم می شدیم!( این جمله هیچ ربطی به این مطلب نداشت و به حساب مظلوم نمایی نویسنده بگذارید!) اما درست چند سال پیش بود که تبلیغات یک شرکت تولید آب معدنی را دیدیم که می گفت زلال ترین آب ایران را از سرچشمه یکی کوهی برای مردم به ارمغان می اورد! اولش دوستان قدیمی می گفتند که این همان معلم ناتویمان است که رفته آب را در شیشه می کند و می فروشد! ولی بعد از مدتی که تبلیغات یک شرکت دیگر را دیدیم که می گفت «زلال ترین آب معدنی کشور پیش ماست که از یک کوه مرتفع دیگر گرفته ایم، جای دیگر نروید!» فهمیدیم که معلممان پر بیراه هم نمی گفته. و شرکت بعدی که زلال ترین آب را از کوه آن طرفی... نه، آن طرف تر منظورم است!، گرفته است و، و، و! ما که دیدم این کار غیر از آب حسابی نون دارد به امید اینکه تمامی کوههای ایران هنوز آبشان گرفته نشده باشد، در جستجوی کوهی مرتفع بودیم تا بزنیم در کار صادرات زلال ترین آب معدنی جهان که یکدفعه شنیدیم« يك شركت توليد وفروش آب معدنى در انگلستان ادعا مى كند زلال ترين آب معدنى جهان را تحت عنوان "عصاره ابر" به بازار عرضه مى كند.» وقصد دارد کار و کاسبی ما را کساد کند! اینها ادعا کرده اند که «یک فرد 40 ساله، اقدام به جمع آورى قطرات باران در جزيره "كينگ" نموده وآن را در شيشه هاى دربسته به فروش مى رسانند.»

با توجه به شیوع بیماری های مختلف، صنعت آب معدنی در جهان( و علی الخصوص ایران!) رو به گسترش است. فقط امیدوارم که اگر یک وقت لوله آب شهری جلوی این کارخانه ها ترکید، کارخانه برای چند روزی تعطیل نشود!

.:: نشریه طنز ستون آزاد ::.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 شهریور1386ساعت 12:44  توسط ایمان   | 



الو...رئیس جمهور؟
(مزاحم های تلفنی رئیس جمهور)

"شهروندان ایرانی که خواهان ابراز «مشکلات، شکایات و پیشنهادات» خود به رئیس جمهوری هستند از چند ماه آینده قادر خواهند بود با شماره تلفن«111» تماس بگیرند."

از آنجا که ما احساس کردیم امکان ندارد تلفنی سه رقمی در کشور ما راه اندازی شود و کسی بوسیله این تلفن ها مزاحمت ایجاد نکند، پیشاپیش چند نمونه از مزاحمت های تلفن 111 را برایتان بازگو می کنیم:

  • الو...رئیس جمهور؟
  • بله، البته اینجا دفتر ریاست جمهوریه.
  • من میوه فروش محل سکونت آقای دکترم. می خواستم از ایشون تشکر کنم که این میوه فروشی ما رو یه رونقی دادن!
  • ولی اون فقط یک مثال بود که زدن.
  • در هر صورت از اون موقع به بعد ما ساعت کارمون بیست و چهار ساعته و گاهی اوقات بیشتر شده!

***

  • الو، تو رو خدا سریعتر بیاین، بچه ام روی گازه، آتیش گرفته!هه هه هه!
  • اشتباه گرفته اید جانم. 125 را بگیرید و مزاحم شوید! هه هه هه!
  • مگه اونجا آتش نشانی نیست؟! مگه دولت نهم قصد نداره با حسن مدیریت خودش آتش اختلافات رو خاموش کنه؟!
  • ها؟!!!

***

  • الو، سلام. چطوری اپراتور دفتر رئیس جمهور؟ خوبی؟ از انرژی هسته ای چه خبر بلا؟
  • سلام. انرژی هسته ای هم خوبه! به مرحمت شما!
  • بلاااا، حتما توی ایرانسل آشنا داشتی که تونستی شماره به این رندی بگیری! آره؟!

***

  • چرا delivery این sms های من به این شماره 111 نمی رسه؟!!!هه هه هه!
  • همونجایی که هستی وایستا خودم الان delivery هاش رو برات میارم!

***

  • تاکسی ارغوانه اونجا!
  • !!!!

***

  • سلام. من از« استاندارد » تماس می گیرم.
  • سلام. در خدمتتون هستیم. آقای مدیرعامل چطورن؟
  • می خواستم ببینم این آقای رئیس جمهور که همه ی استان ها رفته، این استان«دارد!» ما تشریف نمیارن؟! هه هه هه!

***

  • سلام علیکم.
  • سلام علیکم.
  • من  زنگ زدم خدمت شما کارمندان محترم دفتر آقای احمدی نژاد عرض کنم که اگر در انتخابات بعدی به بنده رای عنایت بفرمایید، نفری 50 هزارتومان تقدیمتان می کنم! البته به تمام مردم ایران...
  • ...الو حاج آقا...صدا قطع و وصل میشه!...الو...تق!

***

  • سلام آقا. من از طرف چند تا جوون دارم زنگ میزنم.
  • بله. ما در خدمتتونیم. دولت نهم پذیرای حرف جوونهاست.
  • اگه لطف کنین همون توپ ما رو که افتاده توی حیاط دفتر رئیس جمهوری بدین، خیلی ممنون میشیم! آخرِ بازیمونم هست. قول میدیم زود جمعش کنیم بریم!
  • اگه دفعه دیگه ببینم اینجا...توپتون رو پاره...!

***

  • الو سلام، هاله اونجاست؟
  • بله. همین جاست. هاله دور آقای دکتر منظورتونه دیگه؟! آره؟
  • نه بابا. اگه هاله اونجاست که بهش بگین من الافش نیستم که دو ساعت سر «پارک وی» منو کاشته! من رفتم سر قرار با ستاره!!!

***

  • شنبَه!
  • بله، چهارشنبَه!...خب دیگه شوخی بسه! قطع کن آدم حسابی ها پشت خطن!

***

  • الو، دفتر رئیس جمهور؟ من میخواستم یه مشکل اساسی رو که در کشور هست، با ایشون مطرح کنم.
  • شرمنده جناب.به علت کثرت مزاحمت های تلفنی ، این شماره به نیروی انتظامی، بخش مبارزه با اراذل و اوباش واگذار شده!

وبلاگ طنز دست دوم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 شهریور1386ساعت 12:24  توسط ایمان   | 



  • ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف


عناصر اصلى برنامه ريزى قيام و ظهور حضرت مهدى (عج)

براى ظهور و قيام حضرت ولى عصر (عج) بايد براى تحقق آن يك برنامه ريزى حساب شده و جامع در سطح كل جهان صورت بگيرد. باتوجه به اهميت فوق العاده آن بايد در اين برنامه ريزى امور بسيارى به طور عملى و جدّى و حساب شده تعقيب شود كه ما در اينجا به امور نه گانه اى كه پايه هاى اصلى اين برنامه ريزى است و بايد به همت مسلمانان تحقق پيدا كند تا زمينه ساز ظهور گردد! اشاره نماييم.
1 ـ هدفدارى
حضرت امام خمينى در يكى از سخنرانى هاى خود كه در نيمه شعبان 1360 شمسى ايراد نمود، فرمودند:
بايد خودمان را مهيّا كنيم براى آمدن آن حضرت، من نمى توانم اسم رهبر روى ايشان بگذارم، بزرگتر از اين است. نمى دانم بگويم كه شخص اول است، براى اينكه دوّمى در كار نيست ايشان را نمى توانيم ما با هيچ تعبيرى، تعبير كنيم الّا همين كه مهدى موعود (عج) است، آن كسى كه خداوند متعال ذخيره كرده است براى بشر...
آرى اين عنوان (مهدى موعود (عج)) هدف دار بودن اين عقيده را مشخص مى كند و هدف است كه قيام ها را خط و جهت داده و از سرنگونى در مى آورد و به راه صاف و راست رهنمون مى نمايد، بنابراين بايد در اين برنامه ريزى به اين هدف توجه گردد.

2 ـ توجه به جهانى بودن ظهور
پايه دوم اين برنامه ريزى اين است كه ظهور امامت امام زمان (عج) مربوط به كل جهان است و پس از ظهور اسلام حقيقى با تمام ابعادش در همه جهان به دست با كفايت آن حضرت در سطح جهان حاكم و پياده مى شود.
امام صادق ع فرمود:

 
اذا قام القائم لا يبقى ارض الا نودى فيها شهادة لا اله الا الله و أن ّمحمّد رسول الله ص .

« وقتى كه قائم (عج) قيام كند هيچ نقطه اى از زمين نيست مگر اينكه آواى توحيد و پذيرش رسالت پيامبر ص در آن بلند است . »
3 ـ جهش و انقلاب
همان گونه كه از نام انقلاب حضرت مهدى (عج) پيدا است، بايد براى وصول به اين انقلاب به صورت انقلابى كار كرد. دقت در اين نكته كه در روايات اسلامى وارد شده در شب تولد امام زمان (عج) زيارت امام حسين ع را بخوانيد، با توجه به محتواى اين زيارت و ارتباط اين دو نتيجه مى گيريم كه مسئله راحت طلبى در كار نيست بلكه مسئله قيام و انقلاب و شهادت طلبى و جهاد تا سر حد شهادت و نفرت شديد از دشمنان است و بايد با چنين روشى خود را به امام زمان (عج) نزديك كنيم.
4 ـ پيشرفت عميق و استوار
در برنامه ريزى لازم است توجه كامل شود كه در تمام ابعاد به طور صحيح و عميق و استوار به پيش رفت و واحدهاى اين بناى عظيم را از اساس و پايه درست و محكم و خلل ناپذير ساخت.
5 ـ اخلاص
براى پيشروى و دست بازى در مقدمات ظهور، هيچ عاملى دركاربرد امور و پيمودن پله ها و مراتب و پشت سر گذاشتن موانع مانند اخلاص، در كار نيست، اخلاص در كارها روح و نشاط مى بخشد. در اين برنامه ريزى بايد اخلاص در كارها سرلوحه برنامه قرار بگيرد.
6 ـ تخصّص و تعّهد
تخصّص و تعّهد و به عبارت ديگر علم و ايمان و توسعه دادن به اين دو در همه ابعاد زندگى بهترين زمينه ساز براى فراهم شدن ظهور امام زمان (عج) است.
7 ـ مانع شناسى
8 ـ هوشيارى و هوشمندى
9 ـ دور نمايى از امكانات عظيم دنياى اسلام


 

.

 عوامل پيروزى حضرت مهدى

در ضمن بررسى ويژگيهاى حكومت جهانى حضرت مهدي (عج)، اين سؤال مطرح است كه با وجود جهانخواران تا دندان مسلح و ارتشهاى عظيم و منظم و پيچيده و سلاحهاى فوق مدرن الكترونيكى و تكنيك برتر ابرقدرتها و سلاحهاى هسته‏اى و طرحهاى جنگ ستارگان و ... پيروزى جهانى‏براى امام زمان ، عليه‏السلام، چگونه ميسر است؟
اصولا چون چنين پيروزى عظيمى، اگر محال نباشد، ممكن و آسان هم نيست ‏بايد ديد زمينه و عوامل چنين پيروزيى چيست و راه آن كدام است؟ در اين بحث‏به عوامل پيروزى آن حضرت در اين قيام جهانى و فتح نهايى عالم توسط ايشان مى‏پردازيم و با توجه به روايات و احاديث رسيده اين عوامل را بررسى مى‏كنيم.
در ضمن‏بررسى‏ويژگيهاى‏ياران حضرت مهدى ،عليه‏السلام، و خصوصيات لشكريانش به اين نكته برمى‏خوريم كه آنان «منصور بالرعب‏» هستند.
منصور بالرعب بودن، يعنى آنكه پيروزى آن حضرت ظاهرا در سايه رعب و وحشتى است كه در دل دشمنان، از او و لشكريانش ايجاد مى‏شود و آنها از قدرت و پيروزيهاى او به قدرى به هراس مى‏افتند كه توان استقامت‏خويش را از دست مى‏دهند يا تسليم مى‏شوند و يا سلاحها را بر زمين مى‏گذارند و فرار مى‏كنند و اين خود زمينه پيروزى و فتح بدون درگيرى و خونريزى و جنگ را براى آن حضرت فراهم مى‏سازد.
دشمنان آن حضرت از ترس برخورد نظامى و درگيرى با امام، سلاحهاى خود را بر زمين مى‏گذارند يا با بلندكردن پرچم سفيد، تسليم مى‏شوند و يا از پيشاپيش لشگر او مى‏گريزند.
در تاريخ از اينگونه پيروزيها ديده شده كه سپاهى با مشاهده قدرت طرف مقابل متزلزل و مرعوب مى‏شدند و سرانجام قبل از رسيدن لشگر، خود را تسليم مى‏كردند.
پيامبر اسلام،صلى‏الله عليه‏وآله، طبق شواهد تاريخى و آيات قرآن از اين موهبت‏برخوردار بوده و درمواردى‏صلابت و ابهت آن حضرت و تصميم و اراده شكست‏ناپذير او دلهاى دشمنان را به لرزه افكنده و آنان را پريشان ساخته است و پيش از درگيرى و يا به مجرد رويارويى ، شكست‏خورده و پا به فرار نهاده يا تسليم شده‏اند.
پيامبر اسلام در «غزوه بدر» با اقليتى غير مجهز و بسيار كم در برابر سپاهى مجهز و چندين برابر، نه تنها ايستاد، بلكه به پيروزى جالبى هم رسيد و اين خود از مواردى است كه دشمن با رعبى كه در دلش از پيامبر اسلام توسط خداوند مى‏افتد و با دادن بيش از هفتادكشته و مجروح و به جا نهادن اسيران زياد، پا به فرار مى‏گذارد. ابوسفيان مى‏گويد به محض‏رساندن كاروان به مكه بسرعت‏به بدر مراجعه كردم ، لشكر در حال فرار بود و به هر كس مى‏گفتم: بايست! مى‏گفت: على ،عليه‏السلام، سوار بر اسب مرا تعقيب مى‏كند.
در جنگ خندق پس از محاصره مدينه توسط نيروهاى قريش و احزاب و عبور «عمروبن‏عبدود» و همراهان او از خندق و رجزخوانى عمرو، اضطراب و دلهره‏اى بين مسلمين رخ داده بود كه به تعبير قرآن « و زلزلوا زلزالا شديدا » (1) و فرياد « متى نصرالله‏ » سر مى‏دادند.
آنگاه كه حضرت على ،عليه‏السلام، عمرو را با يك ضربت از پا درآورد و پيامبر ،صلى‏الله عليه‏وآله،فرمود: «ضربة على يوم الخندق افضل من عبادة‏الثقلين‏» ترس و رعب عجيبى در دل دشمن افتاد و شبانه فرار كردند.
و نيز در جنگ با يهود بنى‏نظير و بنى قريظه، ترس و نگرانى به حدى بود كه به تعبير قرآن:
«وقذف فى قلوبهم الرعب يخربون بيوتهم بايديهم‏و ايدى المؤمنين‏» (2)
و در دلشان (از سپاه اسلام) ترس افكند تا به دست‏خود و به دست مؤمنان خانه‏هاشان را ويران كردند.
ويادر فتح مكه زمينه چنان فراهم مى‏شودوبه‏گونه‏اى‏مرعوب‏مى‏گردند كه جرات هر گونه مقاومت و رويارويى از لشكر جرار قريش و ابوسفيان سلب مى‏گردد و همه طوعا و كرها تسليم مى‏شوند و شعار «لااله الاالله وحده وحده وحده انجز وعده و نصر عبده و اعز جنده و هزم‏الاحزاب وحده‏» تحقق مى‏يابد.
باز درانقلاب اسلامى ، ديديم كه دشمن با همه قوا و توان وسلاحهاى مدرن، چگونه صحنه را خالى مى‏كرد، مخصوصادرآخرين‏روزهاى پيروزى انقلاب اسلامى شاهد بوديم كه در پى فرمان حضرت امام، قدس‏سره، و ريختن همه مردم به خيابانها با فرمان رهبرانقلاب، چگونه نيرومندترين ارتش خاورميانه عملا جا خالى كرد و نيروهاى انقلاب پيروز شدند.
در جنگ تحميلى هم نمونه‏هايى از اين پيروزيها را در فتح خرمشهر و آبادان و فتح‏المبين ديديم كه نيروى مجهز و برتر مهاجمان، با روحيه متزلزل در اثر ترس و وحشت‏شعار الله ‏اكبر چگونه شكست‏خورد و تسليم شد.
اينها نمونه كوچكى است از پيروزى كه در سايه ترس و رعب در دل دشمن به وجود مى‏آيد.
پس بسيار روشن است كه يكى از عوامل عمده پيروزى ارتش امام زمان ،عليه‏السلام، همان رعب است كه از آوازه حضرت و تاييد ونصرت او از طرف خدا در دل دشمنان خدا و امام زمان ،عليه‏السلام، مى‏افتد و اين حقيقت در لابلاى آيات و روايات مشهود است.
اينك آياتى كه دلالت‏بر اينگونه پيروزيها دارد و مى‏رساند كه پيامبر، صلى‏الله عليه‏وآله،در مواردى ، منصور بالرعب بوده است از نظر شما مى‏گذرانيم:
1. «سنلقى فى قلوب‏الذين كفرواالرعب بما اشركوا بالله‏» (3)
بزودى در دلهاى كفار رعب و هراس مى‏افكنيم به خاطر آنكه شرك براى خدا قائل شدند.
2.«سالقى فى قلوب الذين كفروا الرعب فاضربوا فوق‏الاعناق‏» (4)
بزودى در دلهاى كافران وحشت و ترس مى‏افكنيم ، پس ضربه‏ها را بر بالاى گردنها (يعنى مغزشان) فرود آوريد. اين در رابطه با رعبى است كه در دل كفار قريش در جنگ بدر افتاد و سبب پيروزى مسلمانان بر آنها شد.
3. «و قذف فى قلوبهم الرعب فريقا تقتلون و تاسرون فريقا» (5)
در دل يهوديان رعب و وحشت افتاد كه سبب فروآمدن از دژهايشان شد و شما گروهى را كشتيد و گروه ديگرى را به اسارت گرفتيد.
4. «فاتاهم الله من حيث لم يحتسبوا و قذف فى‏قلوبهم‏الرعب‏» (6)
پس قدرت خداوند از جايى كه گمان نمى‏بردند، آمد و رعب وحشتى در دل آنان افتاد.
در بسيارى از روايات ما همين صفت و ويژگى پيامبر،صلى‏الله عليه‏وآله،براى حضرت مهدى ، عليه‏السلام،نقل‏شده‏است، علاوه بر رواياتى كه قبلا اشاره شد به اينكه رعب پيشاپيش لشكر امام زمان از هر طرف مى‏رود يعنى از فاصله دور دشمن او مرعوب مى‏گردد و فرار مى‏كند يا تسليم مى‏شود .
امام باقر ،عليه‏السلام، مى‏فرمايد: «همه سنن انبيا در امام زمان جمع است (كه بعدا در اين زمينه بحث‏خواهيم كرد) ولى از سنتهاى جدش مصطفى،صلى‏الله عليه‏وآله، قيام به شمشير و منصور بالرعب است.
«و اما شبهة من جده المصطفى محمد،صلى‏الله‏عليه‏وآله، فخروجه بالسيف و قتله اعداءالله و اعداءرسوله و الجبارين و الطواغيت و انه ينتصر بالسيف و الرعب و انه لا ترد له راية ...»
از سنتهاى جدش قيام امام زمان با شمشير و قيام مسلحانه است و نابودى دشمنان خدا و رسول خدا و ستمگران و طاغوتها است و منصور به رعب و تسليم همه پرچمها در برابر اوست.
امام محمدباقر،عليه‏السلام،نيز مى‏فرمايد:
«القائم،عليه‏السلام،منا منصور بالرعب، مويد بالنصر تطوى له الارض و تظهر له الكنوز و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب‏» (8)
قائم ،عليه‏السلام، ما يارى شده به رعب است و تاييدشده با پيروزى است. تمام زمين به تصرف او درمى‏آيد و گنجهاى زمين براى او ظاهر مى‏شود و سلطه او بر شرق و غرب مى‏رسد.
امام صادق ،عليه‏السلام، مى‏فرمود:
«ان‏القائم‏منامنصوربالرعب‏مويد بالنصر تطوى له‏الارض و تظهر له الكنوز و يبلغ سلطانه‏المشرق و المغرب و يظهرالله به دينه ولوكره المشركون‏» (9)
4. در ذيل تفسير آيه «اتى امرالله فلاتستعجلوه‏» مى‏فرمايد: (10)
«هو امرنا امرالله تعالى عزوجل ان لانستعجل به حتى و يويده بثلاثة اجناد الملائكه المؤمنين والرعب‏» (11)
او همواره با سه گروه سپاه تاييد مى‏شود. سپاه فرشتگان ، سپاه مؤمنان مخلص و سپاه رعب و ترس.
هشام بن سالم از امام صادق ، عليه‏السلام، نقل مى‏كند:
«... فلا يبقى بين الخافقين الا خافه‏» (12)
در ميان شرق و غرب كسى نمى‏ماند مگر اينكه از او مى‏هراسد.
ابى‏بصير از امام صادق ، عليه‏السلام، نقل مى‏كند كه آن حضرت درباره نشر و گسترش پرچم‏حضرت‏مهدى،عليه‏السلام، پس از نقل مطالبى مى‏فرمايد:
«و يسيرالرعب قدامها شهرا وراءها شهرا و عن يمينها شهرا و عن يسارها شهرا، ثم قال يا ابامحمد، انه يخرج موتورا غضبان اسفا لغضب‏الله على هذاالخلق‏». (13)
با توجه به معناى لغوى رعب كه همان خوف و در واقع ترس شديدى است كه كتمان آن ممكن نيست، روشن مى‏شود منصور به رعب بودن آن حضرت ممكن است‏به اين معانى باشد:
1. مردم مخالف و دشمنان ، روحيه خود را ببازند و جرات مقاومت در برابر او نكنند و از ترس لشكر مقاوم و غيرقابل نفوذ و شكست‏ناپذير آن حضرت ، تسليم شوند.
2- آوازه آن حضرت و لشكرش چنان رعب‏آور است كه شهرهاى دور دست كه با لشكر امام به مسافت‏يك ماه راه‏رفتن، فاصله دارند، از هر طرف بدون درگيرى و رويارويى و مقاومت تسليم مى‏گردند، چنانچه حديث ابى بصير گوياى آن است.
3. تمام دشمنان آن حضرت در خوف شديد به سر مى‏برند و اين ترس خودمقدمه پيروزى امام و شكست دشمنان امام است.
اين رعب و ترس از چند جهت ممكن است رخ دهد:
الف) از نظر اعجاز و قدرت خداوند كه هراس و رعب در دلهاى دشمنان امام و ابرقدرتها بيفكند و قدرت اراده و تصميم به مقاومت را از آنان سلب نمايد، نتيجه اينكه زودتر تسليم گردند. گويى چنان از خود بى‏خود شوند و دست و پاى خود را گم كنند كه توان حركت نيابند همانند بره در برابر شير و ...!
ب) آوازه پيروزى سريع حضرت و شيوع فتح و نصرت او در سراسر بلاد و ويژگى ياران او و لشگريانش كه مقاوم و شكست ناپذيرند، سبب اين خوف و رعب گردد.
ج) انتشار حركت و قيام امام و آمادگى باطنى مردم ممكن است، سبب پيوستن مردم به امام شود و در تمامى كشورها نيروها و مردم خواستار همكارى با امام زمان گردند و در نتيجه شورشها و قيامهاى داخلى رخ دهد و موجب انشعاب حكومتها وتقسيم و تجزيه آنان گردد و عملا ايجاد ترس و وحشت و رعب در دلهاى حاكمان و طاغوت و قدرتها شود.
د) امام‏زمان با احاطه‏اى كه بر اسرار غيب دارد ممكن است راز و رمز آنان را قبلا كشف و خنثى كند و منابع و ذخاير اسلحه و نيروهاى انسانى آنان را نيز شناسايى كند و نقاط ضعف و آسيب‏پذيرى آنان را بداند و با يك اقدام سريع همه را وادار به تسليم سازد و نيز كافى است كه اين كار را با چند دولت مقتدر انجام دهد تا بقيه حساب خويش را بدانند ...!!


پى‏نوشتها:


1. سوره احزاب (33)، آيه 11
2.سوره حشر (59)، آيه 2
3. سوره آل عمران (3)، آيه 151
4. سوره انفال (8)، آيه 12
5. سوره احزاب (33)، آيه‏23
6. سوره حشر (59)، آيه 2
. مجلسى،محمدباقر، بحارالانوار، ج 51، ص‏217، ح‏6.
8. كشف‏الغمه، ج‏3، ص 324;المحجه‏البيضاء، ج‏3، ص 341; يوم‏الخلاص، ص‏300; منتخب الاثر، ص‏292و482; مجلسى، محمدباقر، همان، ج 52، ص 190، نورالابصار، ص 171; اعلام‏الورى، ص‏433، اسعاف‏الراغبين، ص‏152; ينابيع‏المودة، ج‏3، ص‏136
9. مجلسى، محمدباقر، همان، ص‏191، ح 24.
10. سوره نحل (16)، آيه 1.
11. نعمانى، كتاب‏الغيبة، ص 128; مابعد الظهور، ص 535; ر.ك: امام مهدى من‏المهد الى الظهور.
12. نعمانى، همان، ص 122.
13. مجلسى، محمدباقر، همان، ص‏360، ح‏129.


ادامه مطلب

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 شهریور1386ساعت 2:41  توسط ایمان   | 




zoom