خبر: «دومین سمپوزیوم اخلاق و حقوق پزشکی برگزار شد.»
در اختتامیه این سمپوزیوم بعد از سخرانی مسئولین محترم اعم از وزیر، دبیر، صغیر و کبیر مجری محترم بیانیه انتهای سمپوزیوم را با صدای قرا و شیوایی قرائت فرمود. این بیاینه که قسمتی از آن در ذیل آمده است حقوق متقابل بیمار و پزشک، پزشک و بیمار، وزارت و پزشک، آبدارچی و پزشک، انرژی هسته ای و پزشک، پزشک با پزشک، بمب خوشه ای و پزشک، فشار سنج و پزشک و ... را بیان و تدوین نموده است.
متن بیانیه اختتامیه:
از تمام پزشکان حاذق و با اخلاق می خواهیم که شخصیت خودشان را حفظ کرده و حقوق ذیل را متقابلا رعایت فرمایند.
1- بیمار حق دارد که در هر شرایطی از پزشک درخواست کند که فشار خونش را بگیرد چه در مطب باشد، چه در درمانگاه، چه در خیابان، چه هنگامی که پزشک دارد بچه اش را عوض می کند و هر حالتی که ما از گفتنش شرممان می شود.
2- تبصره فوق شامل تمام پزشکان می شود حتی شما آقای فوق تخصص ریه چپ که سالی شش ماه در دانشگاه بوستون درس می دهید.
3- به علت افزایش تعداد پزشکان عمومی و متخصص در پایتخت، تا اطلاع ثانوی پزشکان با کد نظام پزشکی زوج در روزهای زوج و پزشکان با کد فرد در روزهای فرد طبابت کنند.
4- درست است که نباید به بیمار به عنوان یک کالای مصرفی نگاه کرد ولی خودتان خوب می دانید که اعضای پیوندی آن به پزشکان تعلق دارد.
5- آن ابن سیناست که هم عارف بود، هم فیلسوف بود، هم شیمیست بود و هم طبیب و مردم را مجانی مداوا می کرد. شما همان یک پزشک ساده هستید که باید پولتان را بگیرید و به فکر بدبختی هایتان باشید. ابن سینا که پول برق و آب و گاز و اجاره خانه و عوارض شهری نمی داده است. خدایش بیامرزد.
6- اگر حس می کنید که تمامی مسئولین وزارت خانه شما را فقط به دید یک کارمند ساده نگاه می کنند، برای آرامش روحی و روانیتان مدام دوران انترنی خودتان را به یاد آورید. مسئولین همان استادهای شما هستند.
7- بهای ویزیت ملاک نیست. در برابر مالیات تمام انسان ها برابرند حتی یک پزشک عمومی و یک پزشک متخصص.
8- اگر بنزین گران شد، اگر پودر لباس شویی قیمتش بالا رفت، اگر قیمت مسکن سر به فلک کشید هیچ نگران نباشید، بهای ویزیتتان را افزایش دهید.
9- در برابر بیمار مقاومت نکنید. هر چه خواست برایش در نسخه بنویسید. او پول ویزیتش را داده و هر چه بگوید درست است. حتی اگر برای کمردردش، «راوکوتان» بخواهد.
10- پارسی را پاس بدارید و برای بیمارتان داروی ایرانی تجویز کنید حتی اگر بمیرد زیرا که شاعر می گوید: «چو ایران نباشد تن من مباد»
تبصره خاص: از خانم دکترهای با وجدان تقاضامندیم که اگر ماشین شان در 24 ساعت شبانه روز، 18 ساعت در دست پسرشان است، هنگام فروش ماشین شان نگویند که ماشین مال یک خانم دکتر است. این درخواست از سوی صنف نمایشگاه داران اتوموبیل برای ما ارسال شده است.
در انتها از تمامی حضار در این سمپوزیوم تشکر کرده و می خواهیم که بااخلاق باشید حتی اگر در هفته سه شب شیفت هستید، روزی 124 مریض را ویزیت می کنید، خودتان حق نداشته باشید مریض شوید و حقوقتان با کسر مالیات خرج بنزین رفت و آمدتان هم نشود.
تا سمپوزیومی دیگر خداحافظ.
[نوشته شده برای شماره ۱۰۶ هفته نامه پزشکی سپید]
[هرگونه تفسیر سیاسی از این متن کج فهمی و کج اندیشی خواننده را می رساند]
واقعا مستراح چیز عجیبی است. حالا چرا این اسم را برایش گذاشته اند، هیچ کس نمی داند ولی حتما همه آن را با عمق جان درک کرده اند. مستراح از آن مقوله هاست که تعریفی نیست و بیشتر توصیفی است. البته عده ای پا را فراتر گذاشته اند و مدعی هستند که مقوله ای است شهودی و دست یابی به ذات آن امری است لاممکن. به عدد نفوس خلق می توان برایش شهودی داشت. به هر ترتیب صحبت از آن در میان خلق امری بد است ولی انکارش هم مجدد لا ممکن است. هر طیف آدمی چه راست، چه چپ، چه محافظه کار، روشنفکر، فیلسوف، عالم، هنرمند، قشر مرفه، قشر آسیب پذیر و الی ماشاالله در این امر متفق القول اند و از کمتر مواردی است که اختلاف در آن به حداقل می رسد. حالا ممکن است شکلش کمی فرق کند ولی در اصلش هیچ مناقشه ای نیست. همه این ها به کنار ولی همین مکان، گاهی آدم را کفری می کند و مجبورش می کند که لعن و نفرین کند، خودش را و باعث و بانی اش را:
لعنت به مستراحی که برچسب قرمز و آبی شیرش برعکس خورده باشد.
لعنت به مستراحی که سوسک ها بدون اطلاع و هماهنگی سرشان را از چاه بیرون بیاورند.
لعنت به مستراحی که مرکز کانونی تحدّب کاسه اش روی صورت آدم باشد.
لعنت به مستراحی که قبل از نشستن کسی درش را بزند.
لعنت به مستراحی که آبش برود و آفتابه اش خالی باشد.
لعنت به مستراحی که پشت درش نوشته باشند: «لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان ب... .»
لعنت به مستراحی که صدا را 56 مرتبه اکو کند.
لعنت به مستراحی که شیلنگش از هفت جا سوراخ شده باشد.
لعنت به مستراحی که سر شیلنگش همیشه توی چاهش افتاده باشد.
لعنت به مستراحی که فاصله کاسه اش از دیوار پشتی فقط یک سانت باشد.
لعنت به مستراحی که فشار شیر آبش مثل شیر سماور است.
منبع
لعنت به مستراحی که بدون آن بنی بشر هیچ چی نیست.
دعوتنامه
حضور در سمینار های ماهانهی
پگاه سیستم
با سلام و احترام
شركت «پگاهسيستم» به عنوان يكي از شركتهاي پيشرو فناوري اطلاعات كشور، با هدف آشنايي هرچه بيشتر مديران شركتهاي صنعتي، خدماتي و بازرگاني با مباحث روز مديريت، بازاريابي، حسابداري و ارتقاء سطح دانش دانشجويان، سلسله سمينارهايي علمي-كاربردي، بهصورت پيوسته و با همكاري اساتيد دانشگاه و خبرگان مديريت و حسابداري برگزار مينمايد. اين سلسله سمينارها آخرين چهارشنبهي هر ماه در تالار الغدير دانشكده مديريت دانشگاه تهران و تا پايان سال 87 برگزار خواهد شد.
• موضوع پنجمين سمينار:
o استراتژي و نوآوري
• سخنران:
o دكتر ابوالفضل كزازي (عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي)
• زمان:
o چهارشنبه 29 خرداد 1387 ساعت 16:30 تا 18
• مكان برگزاري سمينارها:
o بزرگراه شهيد چمران، زير پل گيشا، دانشكده مديريت دانشگاه تهران، تالار الغدير
• شرايط حضور:
o حضور در اين سمينارها رايگان است.
o كافيست با مراجعه به سايت «پگاهسيستم» به آدرس www.pegahsystem.net فرم ثبت نام را تكميل نماييد و يا از طريق پست الكترونيكي info@pegahsystem.net نسبت به ثبت نام اقدام فرماييد. اطلاعات مربوط به سمينارهاي«پگاه سيستم» از طريق سايت و دبيرخانه سمينار با شمارهي تماس 88808951 قابل دسترسي است.
فايل و تصاوير سمينارهاي گذشته در سايت «پگاه سيستم» قابل دسترسيست.
جهت كسب هرگونه اطلاعات و يا انجام مكاتبات با پست الكترونيك info@pegahsystem.netتماس حاصل نماييد.
با سپاس
عصرایران - به دنبال برخی تصمیمات و بخشنامه های صادره در تعدادی
از دستگاه های دولتی درباره اخراج کارکنان مجرد و تعیین ضرب الاجل برای ازدواج
فوری! خبرنگار عصرایران نظر تعدادی از نمایندگان را پیرامون این دستورالعمل ها جویا
شد که اکثر آنان با خنده و بهت نسبت به این بخشنامه ها و دستورالعمل ها واکنش نشان
دادند. این در حالی است که چندی قبل نیز استانداران استان های مازندران و خراسان
شمالی نیز در اظهار نظرهای نسبت به مجرد ماندن مدیران استانی خود هشدارهایی داده
بودند.موسی قربانی عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سوال که به نظر شما صدور این نوع بخشنامه ها در جهت اجبار کارمندان به ازدواج اجباری اثرات منفی ندارد ؟ بیان داشت: مگر این موضوع واقعیت دارد؟ چون اخیرا یک بخشنامه با همین موضوع برای من ایمیل شده بود و وقتی که من آن را دیدم خندیدم و گمان کردم ساختگی است و به عنوان طنز ارسال شده است!
قربانی ادامه داد: البته اگر مسوولان می خواهند ازدواج را ترویج کنند باید با تشویق، کارمندان را به انجام آن ترغیب کنند و اگر در این رابطه اجباری صورت بگیرد، حتما کار بدی است.
نماینده مجلس هفتم مردم بندر عباس اضافه کرد: شرط ازدواج می تواند قبل از ازدواج مورد توافق قرار گیرد اما بعد از استخدام الزام پرسنل به ازدواج تحمیلی، "خنده دار" است.
وی با اشاره به اینکه باید بالای این نوع بخش نامه ها نوشته شود " بخوانید و بخندید" تاکید کرد: اگر مسوولان دلشان به حال جوانان سوخته و می خواهند برای ازدواج آنان کاری کنند بیایند حقوق آنان را در صورت ازدواج افزایش دهند و یا به آنان در صورت متاهل شدن خانه سازمانی بدهند یعنی با ابزار تشویقی، نه اینکه بیایند و با تهدید به اخراج جوانان را تحت فشار قرار دهند چون ازدواج باید با آگاهی باشد و در صورت اقدام نسنجیده شاهد افزایش طلاق و معضل های آن خواهیم بود.
مشیری با تاکید بر اینکه معضل ازدواج با بخشنامه حل نمی شود بیان داشت: این کار هم دنباله تصمیم های عجولانه و سیاست های غلط برخی مسوولان است که حرف های خوبی می زنند و می خواهند کار خوب انجام دهند اما چون راهکار آن را نمی دانند کار هایشان احمقانه از آب در میآید!
علی اصغر زارعی نماینده مجلس هشتم نیز با حیرت از شنیدن صدور این نوع بخشنامه ها با تکرار چند باره این عبارت که " من باور نمی کنم" از رسانه ها نیز به خاطر دامن زدن به این موضوع انتقاد کرد و اظهار داشت: گذاشتن متن اسکن شده این بخشنامه در سایت ها مانند این است که یک انسان خل مسلکی در جایی زندگی کند و ما بیاییم و عکس او را روی سایت بگذاریم!
زارعی در ادامه در پاسخ به سوال عصرایران مبنی بر اینکه اگر جلوی این تصمیم ها گرفته نشود مشکلاتی برای جوانان شاغل ایجاد می شود اظهار داشت: مسیر مشخص است؛ کسانی که با این بخشنامه ها ملزم به ازدواج شده اند می توانند طبق قانون اساسی و طبق قانون شکایت کنند تا حقشان ضایع نشود.
وی اضافه کرد: ممکن است یک مسوولی در جایی اشتباهی کرده باشد ما نباید در رسانه ها به گونه ای رفتار کنیم که گویا همه مسوولان کار غیر خردمندانه انجام می دهند.
حجت الاسلام والمسلمین محمد رضا میرتاج الدینی نماینده مردم تبریز در مجلس هشتم نیز با تاکید بر اینکه این نوع بخشنامه ها سلیقه ای و بخشی است بیان داشت: بعید میدانم یک بخشنامه سراسری و یا کلی برای الزام کارمندان دولت به ازدواج وجود داشته باشد .
حقیقت ، چیزی حاضر و آماده نیست.
حقیقت را در کتابها و افکار فسیل شده نمی توان یافت.
برای یافتن حقیقت ، باید غواصی کرد ،
باید به اعماق رفت.
ممکن است من حقیقت را یافته باشم ،
اما از دادن آن به تو عاجزم
نه این که نخواهم آن را به تو ندهم ،
بلکه اساسا قابل انتقال نیست.
راهی برای بخشیدن حقیقت وجود ندارد.
اگر حقیقت بخشیده شود ، تغییر ماهیت می دهد
و به دروغ تبدیل می شود .
باید خودت حقیقت را کشف کنی .
بودا می تواند راه را به تو نشان دهد .
اما تو باید راه را با گام های خود بپیمایی
این راه گرچه پر نشیب و فراز است ،
اما زیباست .
در هر قدم از این راه ،
شگفتی های بیشماری وجود دارد.
انسان مسافر است .
مسافری که از خود به خود سفر می کند.
راه ، اوست.
رهرو ، اوست.
مقصد ، اوست.
شجاعت آن نیست که از آدمها شجاع تقلید کنی،
بلکه آن است که به شیوه ی خود زندگی کنی
و بهای آن را نیز بپردازی.
حتی اگر بهای به شیوهی خود زیستن،
خود زندگی باشد،
باز ارزش آن را دارد.
زیرا در چنین شیوه ی زیستن است که روح به دنیا می آید.
هنگامی که کسی آماده است تا برای چیزی بمیرد،
همین آمادگی و شور اوست که او را دوباره متولد می کند.
اگر در این آمادگی رنجی نهفته است،
رنج زایمان است.
به شیوه ی خویش زیستن، شجاعت می خواهد،
دل و جرأت می خواهد.
به شیوه ی خود زندگی کن، شبیه خودت باش و بس.
نگران عوام نصیحت گو نباش.
زندگی خود را ترسیم کن.
از روی نقش کهنه ی دیگران نقاشی نکن.
خلاق باش.
اگر هم در شیوه ی خود بر خطا باشی،
بهتر از آن است که دیگران به جای تو زندگی کنند
و تو بر صواب باشی.
زیرا کسی که شیوه ی دیگران زندگی می کند
و بر صواب است،
زندگی را به بطالت می گذراند،
وکسی که به شیوه ی خود زندگی می کند
و بر خطاست،
بالاخره دیر یا زود از خطای خویش درس خواهد گرفت.
او خطای خویش را دست مایه ی تجربه های خویشتن خواهد بالید.
تنها کسانی تجربه خواهند کرد و خواهند آموخت که آماده ی خطاها و اشتباهات خویش اند،
و بهترین راه اشتباه کردن،
آن نیشت که به دیگران گوش بسپاری،
بلکه آن است که به شیوه ی خود زندگی کنی و با چشمان خو ببینی!

