تبليغاتX
Immanent _ Industerial Engineer


خبر: «دومین سمپوزیوم اخلاق و حقوق پزشکی برگزار شد.»

در اختتامیه این سمپوزیوم بعد از سخرانی مسئولین محترم اعم از وزیر، دبیر، صغیر و کبیر مجری محترم بیانیه انتهای سمپوزیوم را با صدای قرا و شیوایی قرائت فرمود. این بیاینه که قسمتی از آن در ذیل آمده است حقوق متقابل بیمار و پزشک، پزشک و بیمار، وزارت و پزشک، آبدارچی و پزشک، انرژی هسته ای و پزشک، پزشک با پزشک، بمب خوشه ای و پزشک، فشار سنج و پزشک و ... را بیان و تدوین نموده است.

متن بیانیه اختتامیه:

از تمام پزشکان حاذق و با اخلاق می خواهیم که شخصیت خودشان را حفظ کرده و حقوق ذیل را متقابلا رعایت فرمایند.

1-      بیمار حق دارد که در هر شرایطی از پزشک درخواست کند که فشار خونش را بگیرد چه در مطب باشد، چه در درمانگاه، چه در خیابان، چه هنگامی که پزشک دارد بچه اش را عوض می کند و هر حالتی که ما از گفتنش شرممان می شود.

2-      تبصره فوق شامل تمام پزشکان می شود حتی شما آقای فوق تخصص ریه چپ که سالی شش ماه در دانشگاه بوستون درس می دهید.

3-      به علت افزایش تعداد پزشکان عمومی و متخصص در پایتخت، تا اطلاع ثانوی پزشکان با کد نظام پزشکی زوج در روزهای زوج و پزشکان با کد فرد در روزهای فرد طبابت کنند.

4-      درست است که نباید به بیمار به عنوان یک کالای مصرفی نگاه کرد ولی خودتان خوب می دانید که اعضای پیوندی آن به پزشکان تعلق دارد.

5-      آن ابن سیناست که هم عارف بود، هم فیلسوف بود، هم شیمیست بود و هم طبیب و مردم را مجانی مداوا می کرد. شما همان یک پزشک ساده هستید که باید پولتان را بگیرید و به فکر بدبختی هایتان باشید. ابن سینا که پول برق و آب و گاز و اجاره خانه و عوارض شهری نمی داده است. خدایش بیامرزد.

6-      اگر حس می کنید که تمامی مسئولین وزارت خانه شما را فقط به دید یک کارمند ساده نگاه می کنند، برای آرامش روحی و روانیتان مدام دوران انترنی خودتان را به یاد آورید. مسئولین همان استادهای شما هستند.

7-      بهای ویزیت ملاک نیست. در برابر مالیات تمام انسان ها برابرند حتی یک پزشک عمومی و یک پزشک متخصص.

8-      اگر بنزین گران شد، اگر پودر لباس شویی قیمتش بالا رفت، اگر قیمت مسکن سر به فلک کشید هیچ نگران نباشید، بهای ویزیتتان را افزایش دهید.

9-      در برابر بیمار مقاومت نکنید. هر چه خواست برایش در نسخه بنویسید. او پول ویزیتش را داده و هر چه بگوید درست است. حتی اگر برای کمردردش، «راوکوتان» بخواهد.

10-   پارسی را پاس بدارید و برای بیمارتان داروی ایرانی تجویز کنید حتی اگر بمیرد زیرا که شاعر می گوید: «چو ایران نباشد تن من مباد»

تبصره خاص: از خانم دکترهای با وجدان تقاضامندیم که اگر ماشین شان در 24 ساعت شبانه روز، 18 ساعت در دست پسرشان است، هنگام فروش ماشین شان نگویند که ماشین مال یک خانم دکتر است. این درخواست از سوی صنف نمایشگاه داران اتوموبیل برای ما ارسال شده است.

در انتها از تمامی حضار در این سمپوزیوم تشکر کرده و می خواهیم که بااخلاق باشید حتی اگر در هفته سه شب شیفت هستید، روزی 124 مریض را ویزیت می کنید، خودتان حق نداشته باشید مریض شوید و حقوقتان با کسر مالیات خرج بنزین رفت و آمدتان هم نشود.

تا سمپوزیومی دیگر خداحافظ.

 

[نوشته شده برای شماره ۱۰۶ هفته نامه پزشکی سپید]

 

+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 15:11  توسط ایمان   | 



[هرگونه تفسیر سیاسی از این متن کج فهمی و کج اندیشی خواننده را می رساند]

واقعا مستراح چیز عجیبی است. حالا چرا این اسم را برایش گذاشته اند، هیچ کس نمی داند ولی حتما همه آن را با عمق جان درک کرده اند. مستراح از آن مقوله هاست که تعریفی نیست و بیشتر توصیفی است. البته عده ای پا را فراتر گذاشته اند و مدعی هستند که مقوله ای است شهودی و دست یابی به ذات آن امری است لاممکن. به عدد نفوس خلق می توان برایش شهودی داشت. به هر ترتیب صحبت از آن در میان خلق امری بد است ولی انکارش هم مجدد لا ممکن است. هر طیف آدمی چه راست، چه چپ، چه محافظه کار، روشنفکر، فیلسوف، عالم، هنرمند، قشر مرفه، قشر آسیب پذیر و الی ماشاالله در این امر متفق القول اند و از کمتر مواردی است که اختلاف در آن به حداقل می رسد. حالا ممکن است شکلش کمی فرق کند ولی در اصلش هیچ مناقشه ای نیست. همه این ها به کنار ولی همین مکان، گاهی آدم را کفری می کند و مجبورش می کند که لعن و نفرین کند، خودش را و باعث و بانی اش را:

لعنت به مستراحی که برچسب قرمز و آبی شیرش برعکس خورده باشد.
لعنت به مستراحی که سوسک ها بدون اطلاع و هماهنگی سرشان را از چاه بیرون بیاورند.
لعنت به مستراحی که مرکز کانونی تحدّب کاسه اش روی صورت آدم باشد.
لعنت به مستراحی که قبل از نشستن کسی درش را بزند.
لعنت به مستراحی که آبش برود و آفتابه اش خالی باشد.
لعنت به مستراحی که پشت درش نوشته باشند: «لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان ب... .»
لعنت به مستراحی که صدا را 56 مرتبه اکو کند.
لعنت به مستراحی که شیلنگش از هفت جا سوراخ شده باشد.
لعنت به مستراحی که سر شیلنگش همیشه توی چاهش افتاده باشد.
لعنت به مستراحی که فاصله کاسه اش از دیوار پشتی فقط یک سانت باشد.
لعنت به مستراحی که فشار شیر آبش مثل شیر سماور است.

 

 

منبع
لعنت به مستراحی که بدون آن بنی بشر هیچ چی نیست.

+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 15:3  توسط ایمان   | 



دعوتنامه

حضور در سمینار های ماهانه‌ی

پگاه سیستم

www.pegahsystem.net

 

 

با سلام و احترام

 

شركت «پگاه‌سيستم» به عنوان يكي از شركت‌هاي پيشرو فناوري اطلاعات كشور، با هدف آشنايي هرچه بيشتر مديران شركت‌هاي صنعتي، خدماتي و بازرگاني با مباحث روز مديريت، بازاريابي،  حسابداري و ارتقاء سطح دانش دانشجويان، سلسله سمينارهايي علمي-كاربردي، به‌صورت پيوسته و با همكاري اساتيد دانشگاه و خبرگان مديريت و حسابداري برگزار مي‌نمايد. اين سلسله سمينارها آخرين چهارشنبه‌ي هر ماه در تالار الغدير دانشكده مديريت دانشگاه تهران و تا پايان سال 87 برگزار خواهد شد.



• موضوع پنجمين سمينار:
o استراتژي و نوآوري

• سخنران:
o دكتر ابوالفضل كزازي (عضو هيئت علمي دانشگاه علامه طباطبايي)

زمان:
o چهارشنبه 29 خرداد 1387 ساعت 16:30 تا 18

مكان برگزاري سمينارها:
o بزرگراه شهيد چمران، زير پل گيشا، دانشكده مديريت دانشگاه تهران، تالار الغدير

شرايط حضور:
o حضور در اين سمينارها رايگان است.
o كافيست با مراجعه به سايت «پگاه‌سيستم» به آدرس www.pegahsystem.net فرم ثبت نام را تكميل نماييد و يا از طريق پست الكترونيكي info@pegahsystem.net نسبت به ثبت نام اقدام فرماييد. اطلاعات مربوط به سمينارهاي«پگاه‌ سيستم» از طريق سايت و دبيرخانه سمينار با شماره‌ي تماس 88808951 قابل دسترسي است.

فايل و تصاوير سمينارهاي گذشته در سايت «پگاه ‌سيستم» قابل دسترسي‌ست.

  جهت كسب هرگونه اطلاعات و يا انجام مكاتبات با پست الكترونيك info@pegahsystem.netتماس حاصل نماييد.

با سپاس

+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 2:31  توسط ایمان   | 



من اصلا اهل سیاست نیستم، هر چند کمی از آن خوشم می آید اما اصلا اهل حرف زدن در مورد سیاست نیستم و هیچ چیزی هم در مورد سیاست نمی دانم، اما در مورد مایکروسافت و سیاست های این شرکت بسیار چیز ها می دانم، همچنین گوگل و … تنها چیزی که من را شگفت زده شباهت جنگ آمریکا علیه عرق بود که شباهت های زیادی به سیاست های گوگل و مایکروسافت بر سر یاهو داشت، هر چند نتیجه پایانی این دو با هم متفاوت است… خوب برای اینکه این شباهت را بیشتر به شما نشان دهم، موضوع را باز تر می کنم، ایران را همان گوگل در نظر بگیرید، ایالات متحده را همان مایکروسافت و یاهو را عراق در نظر بگیرید. به تاریخ بر می گردیم، عراق (یاهو)، با جنگ علیه ایران (گوگل) دشمنی خود را با ایران (گوگل) آغاز کرد، بعد از جنگ علیه ایران (گوگل) روباط خوبی بین ایرن (گوگل) و عراق (یاهو) نبود، همچنین در زمان جنگ این ایالات متحده (مایکروسافت) بود که از عراق (یاهو) حمایت می کرد…. حالا قضیه را در مورد گوگل و یاهو باز تر می کنیم، در چند سال پیش یاهو بسیار گوگل را تحت فشار قرار داد (جنگ عراق – یاهو – علیه ایران – گوگل)، در زمانی که گوگل، جیمیل خود را برای همگان در دسترس قرار داد و فضای 2 گیگابایت را رایگان در جیمیل خود عرضه کرد، یاهو با طرح فضای نا محدود سعی کرد این کار گوگل را کوچک بشمارد، در این زمان گوگل توسط یاهو تحت فشار بود، یاهو در نظر سنجی هایی در چین و … در رتبه اول قرار داشت و در حال گسترش خودش بود، اما یاهو، در آن مدت ها از حمایت مایکروسافت بر خوردار بود،(حمایت ایالات متحده از عراق در زمان جنگ علیه ایران) وقتی گوگل سرویس Google talk خود را عرضه کرد، مایکروسافت با یاهو قرار دادی بست که از این به بعد همه کاربران Yahoo می توانند از طریق نرم افزار Yahoo Messenger یا افراد Windows Live در Microsoft Windows Live Messenger چت (گفت و گو) کنند، در حقیقت نرم افزار های Yahoo Messenger و Live Messenger باهم یک پارچه شدند…. به تاریخ بر می گردیم، عراق (یاهو) در جنگ علیه ایران (گوکل) نا موفق بود، چند سال بعد وضعیت عراق (یاهو) بد بود، ایالات متحده (مایکروسافت) به بهانه دروغین وجود بمب های اتمی و … در عراق (یاهو) به این کشور حمله کرد، در زمان جنگ و تا الان ایران (گوگل) که چند سال با عراق (یاهو) دشمن بوده است دست همکاری دراز کرده است و عراق (یاهو) را دوست و برادر خود می داند، همچنین قرار داد های همکاری و … هم بین هم امضا می کنند… حالا قضیه را در مورد گوگل و یاهو باز تر می کنیم، بعد از موفق نبودن یاهو در جنگ با گوگل، مایکروسافت به دلیل افت سهام یاهو و ضعف مدیریتی یاهو را یک مانع بر سر راه رسیدن به گوگل می بیند، در حققیت مایکروسافت با خرید یاهو می خواست یاهو را از سر راه بر دارد تا با قدرت و تجربه یاهو علیه گوگل استفاده کند و برتری را به نام مایکروسافت ثبت کند، برای همین پیشنهاد خرید یاهو را با قیمتی بسیار بالا داد، یاهو قبول نکرد و سهام آن بشدت افت کرد، سهام داران یاهو بشدت جری یانگ مدیر یاهو را تحت فشار قرار دادند و از وی خواستند تا رضایت مایکروسافت را جلب کند، اما مایکروسافت دیگر تمایلی برای خرید کامل یاهو نداشت…. در این مدت گوگل دشمن سرسخت یاهو در چند سال اخیر، برای جلوگیری از این کار مایکروسافت به یاهو دست همکاری دراز می کند و یا این کمپانی قرار داد های همکاری امضا می کند…. اما این وسط این مایکروسافت است که هر جند به نتیجه دلخواه نرسید اما توانست یاهو را به عنوان یک کمپانی حقیر شده (دقت کنید که سهام یاهو هر روز در حال کاهش است) به طرف گوگل پرت کند، افزایش سهام مایکروسافت و کاهش سهام گوگل و یاهو در این مدت بهترین نتیجه ممکن برای مایکروسافت بوده است…. حالا خبر یکپارچه شدن Yahoo Messenger و Google Talk را می شونیم، همکاری مایکروسافت سال های قبل با یاهو داشته است یا حالا مشابه آن یا گوگل انجام خواهد شد (شاید)، اما نکته مهم این است که این یاهو در حال خرد شدن است… این نکته نباد یادمان برود که مایکروسافت و گوگل هر دو کمپانی های بزرگی هستند، این کمپانی ها در عین رقابت در دنیای اینترنت، روابط خوبی با هم دارند، مایکروسافت و گوگل بر سر خرید یاهو با هم صحبت کردند، این دو شرکت هیچ وقت سعی نکرده اند مناقع یکدیگر را تهدید کنند، ذکر این نکته ضروری است که بیل گیتس (رئیس و بنیانگذار مایکروسافت) با مدیریان گوگل ارتباط خوبی دارند، هر چند گوگل همیشه شیطنت هایی کرده است که موجب خشم مایکروسافت شده است. برای همین گوگل و مایکروسافت فعلا در حال نابود کردن یاهو هستند، به هر حال آنچه مسلم است، یاهو مستقل نخواهد بود و این وسط گوگل است که بیشترین سود را از یاهو خواهد برد و مایکروسافت در سر رقابت با گوگل تیز خلاص را به یاهو خواهد زد، اما گوگل فعلا برای استفاده از تبلیغات آنلاین و همچنین استفاده از یاهو مسنجر برای تبلیغ Google talk از یاهو استفاده خواهد کرد، و تا زمانی که گوگل از یاهو استفادع کامل نبرد، به یاهو احتیاج دارد و در نتیجه یاهو را در مقاب فشار مایکروسافت حمایت خواهد کرد، اما بعد از اینکه یاهو برای گوگل استفاده ای نداشته باشد، گوگل که دیوانه نیست پول الکی خرج کند آن وقت است که یاهو ….
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 22:50  توسط ایمان   | 




خنده و حیرت، واکنش نمایندگان به بخشنامه های ازدواج اجباری!
اخیرا یک بخشنامه با همین موضوع برای من ایمیل شده بود و وقتی که من آن را دیدم خندیدم و گمان کردم ساختگی است و به عنوان طنز ارسال شده است!
عصرایران - به دنبال برخی تصمیمات و بخشنامه های صادره در تعدادی از دستگاه های دولتی درباره اخراج کارکنان مجرد و تعیین ضرب الاجل برای ازدواج فوری! خبرنگار عصرایران نظر تعدادی از نمایندگان را پیرامون این دستورالعمل ها جویا شد که اکثر آنان با خنده و بهت نسبت به این بخشنامه ها و دستورالعمل ها واکنش نشان دادند. این در حالی است که چندی قبل نیز استانداران استان های مازندران و خراسان شمالی نیز در اظهار نظرهای نسبت به مجرد ماندن مدیران استانی خود هشدارهایی داده بودند.

موسی قربانی عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این سوال که به نظر شما صدور این نوع بخشنامه ها در جهت اجبار کارمندان به ازدواج اجباری اثرات منفی ندارد ؟ بیان داشت: مگر این موضوع واقعیت دارد؟ چون اخیرا یک بخشنامه با همین موضوع برای من ایمیل شده بود و وقتی که من آن را دیدم خندیدم و گمان کردم ساختگی است و به عنوان طنز ارسال شده است!

نماینده مردم قائنات در مجلس هشتم یادآور شد: البته حال که مشخص شده این موضوع واقعی است باید اذعان کرد که در برخی مشاغل بر اساس مقتضیات آن شغل ضروری است که تاهل به عنوان شرط استخدام باشد اما این به این معنا نیست که در آغاز هیچ شرطی گذاشته نشود بعد از استخدام کارمندان را به انجام ازدواج مجبور کنند.

قربانی ادامه داد: البته اگر مسوولان می خواهند ازدواج را ترویج کنند باید با تشویق، کارمندان را به انجام آن ترغیب کنند و اگر در این رابطه اجباری صورت بگیرد، حتما کار بدی است.
شهریار مشیری نیز در واکنش به این بخشنامه ها که تا کنون در برخی دستگاه ها نمونه های آن صادر شده اظهار داشت: نویسنده این نوع بخشنامه ها گویا فکر ندارد ،چون شاید آقایان بتوانند در مدتی مشخص ازدواج کنند اما خانم های مجرد که دیگر نمی توانند مجبور شوند در یک مدتی حتما ازدواج کنند و نمی توان به آنان گفت در خیابان به دنبال شوهر راه بیفتند!

نماینده مجلس هفتم مردم بندر عباس اضافه کرد: شرط ازدواج می تواند قبل از ازدواج مورد توافق قرار گیرد اما بعد از استخدام الزام پرسنل به ازدواج تحمیلی، "خنده دار" است.

وی با اشاره به اینکه باید بالای این نوع بخش نامه ها نوشته شود " بخوانید و بخندید" تاکید کرد: اگر مسوولان دلشان به حال جوانان سوخته و می خواهند برای ازدواج آنان کاری کنند بیایند حقوق آنان را در صورت ازدواج افزایش دهند و یا به آنان در صورت متاهل شدن خانه سازمانی بدهند یعنی با ابزار تشویقی، نه اینکه بیایند و با تهدید به اخراج جوانان را تحت فشار قرار دهند چون ازدواج باید با آگاهی باشد و در صورت اقدام نسنجیده شاهد افزایش طلاق و معضل های آن خواهیم بود.

مشیری با تاکید بر اینکه معضل ازدواج با بخشنامه حل نمی شود بیان داشت: این کار هم دنباله تصمیم های عجولانه و سیاست های غلط برخی مسوولان است که حرف های خوبی می زنند و می خواهند کار خوب انجام دهند اما چون راهکار آن را نمی دانند کار هایشان احمقانه از آب در میآید!

این عضو کمیسیون اموزش مجلس هفتم خاطر نشان کرد: اگر پیامبر گفته ازدواج سنت من است باید به این نکته توجه داشت که در زمان حکومت حضرت علی همه مسلمانان خانه داشتند و هیچ کس گرسنه نمی خوابید و این بخشنامه ها را علی(ع) میتوانست صادر کند نه این ها در این شرایط که جوانان نه کار دارند و نه خانه!

علی اصغر زارعی نماینده مجلس هشتم نیز با حیرت از شنیدن صدور این نوع بخشنامه ها با تکرار چند باره این عبارت که " من باور نمی کنم" از رسانه ها نیز به خاطر دامن زدن به این موضوع انتقاد کرد و اظهار داشت: گذاشتن متن اسکن شده این بخشنامه در سایت ها مانند این است که یک انسان خل مسلکی در جایی زندگی کند و ما بیاییم و عکس او را روی سایت بگذاریم!

عضو جریان رایحه خوش خدمت تاکید کرد: این جور تصمیم ها مقطعی است و منطقی هم ندارد و ما هم نباید فسفر های مغزمان را برای بحث درباره این مسائل صرف کنیم!

زارعی در ادامه در پاسخ به سوال عصرایران مبنی بر اینکه اگر جلوی این تصمیم ها گرفته نشود مشکلاتی برای جوانان شاغل ایجاد می شود اظهار داشت: مسیر مشخص است؛ کسانی که با این بخشنامه ها ملزم به ازدواج شده اند می توانند طبق قانون اساسی و طبق قانون شکایت کنند تا حقشان ضایع نشود.

وی اضافه کرد: ممکن است یک مسوولی در جایی اشتباهی کرده باشد ما نباید در رسانه ها به گونه ای رفتار کنیم که گویا همه مسوولان کار غیر خردمندانه انجام می دهند.

حجت الاسلام والمسلمین محمد رضا میرتاج الدینی نماینده مردم تبریز در مجلس هشتم نیز با تاکید بر اینکه این نوع بخشنامه ها سلیقه ای و بخشی است بیان داشت: بعید میدانم یک بخشنامه سراسری و یا کلی برای الزام کارمندان دولت به ازدواج وجود داشته باشد .

عضو هیئت رئیسه مجلس هشتم گفت: البته منطقی تر این است که اگر قرار است شرطی برای اشتغال کارمندان قرار داده شود این شرط قبل از استخدام باشد نه بعد از به کار گیری آنان و البته تاهل در مشاغل عمومی به هیچ وجه شرط استخدام نیست مگر در برخی مشاغل خاص که قانون الزام کرده است.
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ادامه داد: اگر موضوع بخشنامه ازدواج اجباری کارمندان برخی دستگاه ها جدی باشد ما در کمیسیون فرهنگی مسوولان مربوطه را احضار خواهیم کرد و دراین باره از آنان سوال می کنیم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 خرداد1387ساعت 22:9  توسط ایمان   | 





حقیقت ، چیزی حاضر و آماده نیست.
 
حقیقت را در کتابها و افکار فسیل شده نمی توان یافت.

 برای یافتن حقیقت ، باید غواصی کرد ،

باید به اعماق رفت.

ممکن است من حقیقت را یافته باشم ،

 اما از دادن آن به تو عاجزم

 نه این که نخواهم آن را به تو ندهم ،

 بلکه اساسا قابل انتقال نیست.

 راهی برای بخشیدن حقیقت وجود ندارد.

اگر حقیقت بخشیده شود ، تغییر ماهیت می دهد

 و به دروغ تبدیل می شود .

 باید خودت حقیقت را کشف کنی .

 بودا می تواند راه را به تو نشان دهد .

 اما تو باید راه را با گام های خود بپیمایی

 این راه گرچه پر نشیب و فراز است ،

اما زیباست .

 در هر قدم از این راه ،

شگفتی های بیشماری وجود دارد.

انسان مسافر است .

مسافری که از خود به خود سفر می کند.

 راه ، اوست.

رهرو ، اوست.

مقصد ، اوست.      
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 22:39  توسط ایمان   | 




شجاعت آن نیست که از آدمها شجاع تقلید کنی،

بلکه آن است که به شیوه ی خود زندگی کنی

و بهای آن را نیز بپردازی.

حتی اگر بهای به شیوهی خود زیستن،

خود زندگی باشد،

باز ارزش آن را دارد.

زیرا در چنین شیوه ی زیستن است که روح به دنیا می آید.

هنگامی که کسی آماده است تا برای چیزی بمیرد،

همین آمادگی و شور اوست که او را دوباره متولد می کند.

اگر در این آمادگی رنجی نهفته است،

رنج زایمان است.

به شیوه ی خویش زیستن، شجاعت می خواهد،

دل و جرأت می خواهد.

به شیوه ی خود زندگی کن، شبیه خودت باش و بس.

نگران عوام نصیحت گو نباش.

زندگی خود را ترسیم کن.

از روی نقش کهنه ی دیگران نقاشی نکن.

خلاق باش.

اگر هم در شیوه ی خود بر خطا باشی،

بهتر از آن است که دیگران به جای تو زندگی کنند

و تو بر صواب باشی.

زیرا کسی که شیوه ی دیگران زندگی می کند

و بر صواب است،

زندگی را به بطالت می گذراند،

وکسی که به شیوه ی خود زندگی می کند

و بر خطاست،

بالاخره دیر یا زود از خطای خویش درس خواهد گرفت.

او خطای خویش را دست مایه ی تجربه های خویشتن خواهد بالید.

تنها کسانی تجربه خواهند کرد و خواهند آموخت که آماده ی خطاها و اشتباهات خویش اند،

و بهترین راه اشتباه کردن،

آن نیشت که به دیگران گوش بسپاری،

بلکه آن است که به شیوه ی خود زندگی کنی و با چشمان خو ببینی! 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 22:37  توسط ایمان   | 




zoom